حرف‌های بی‌مخاطب

 

اين دو متن را بخوانيد:

هفته ی بسيج بسيج

روز کدام دانشجو؟

   + امیر حسام صلواتی ; ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٧
comment نظرات ()

 

همه ما به چيزی احتياج داريم که بابت آن خود يا ديگران را نبخشيم. اين به ما کمک می کند که يا در حال سعی و تلاش باشيم برای جبران آنچه خود را در آن نمی بخشيم يا بنشينيم و به قول آلبر کامو در «جذبه غمی مردانه» فرو رويم بابت آنچه ديگران  را در آن نمی بخشيم...

لذتی که هر يک از اين دو کار به آدمی می دهد به آن ناراحتی واقعا می ارزد...

 

 

پی نوشت: بعيد می دانم فيلم Blood in,Blood out را تعداد زيادی از شما ديده باشند. اگر نديده ايد توصيه می کنم ببينيد. با اينکه بازيگر معروف ندارد اما به زعم من که خيلی قشنگ بود.

Blood In, Blood Out

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٥
comment نظرات ()

کتاب

بالاخره يادم اومد!تا يادم نرفته مرقوم کنم که:

اندر فوايد کتاب سخن ها گفته اند....

تکميل خواهد شد.بعد از امتحان

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٤
comment نظرات ()

 

يک چيزی هست که هر روز مثلا طرفهای ساعت ۱۲ ۱ می آيد تو ذهنم که اينجا بنويسمش اما شب که می شود می خواهم بنويسم يادم نمی آيد! چه زجری هم دارداينکه هی فکر کنی راجع به چيزی بعد يادت نيايد!

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۳
comment نظرات ()