حرف‌های بی‌مخاطب

پرنده

«فهميدم چت شده. آخرش پرنده شدی. اما ديوانه اگر اينا بفهمن ميندازنت تو قفس اون وقت مدام راجع بهت مقاله ميدن».                (به نقل از فيلم عاشق پرواز - آلن پارکر)

راست می گويد. ماها (يعنی همان اين ها) اگر بفهميم يکی پرنده شده است يا يک نفر رفتارش با ما فرق داشته باشيد او را در قفس تنهايی گيرش می اندازيم بعد مدام راجع بهش حرف می زنيم يا همان به قولی مقاله می دهيم.

با اين حساب يادم باشد اگر روزی پرنده شدم؛ يا اصلا صدايش را در نياورم يا بپرم دور شوم بروم جايی که همه پرواز بلد باشند. همه پرنده باشند. آن وقت با بقيه پرنده ها يکی از همين هايی که پريدن را بلد نيستند گير بياوريم. بياندازيمش در همان قفسی که برای ما ساخته بود و مدام راجع بهش حرف بزنيم تا بفهمد که چه حالی می دهد پرنده ها را در قفس زندانی کردن...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱
comment نظرات ()

 

دل من خيلی می گيرد اين روزها. دل است ديگر «عقلش» که نمی رسد...

   + امیر حسام صلواتی ; ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/٢٩
comment نظرات ()

يک بام و دو هوا

موقعی که صحبت از حذف ايران از جام جهانی است صد البته که فوتبال اصلا ربطی به سياست ندارد و اينها دو مسئله کاملا جدا هستند. درست به همين دليل است که راه به راه در بازی بايرن مونيخ و پرسپوليس جمله «استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای حق مسلم ايرانيان است»  که اساسا يک جمله غير سياسی است بر گيرنده ها نقش می بنند تا يادآوری کند که فوتبال و سياست اساسا از هم جدا هستند...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/٢٤
comment نظرات ()