حرف‌های بی‌مخاطب

نفاق

هر وقت اسم منافق می آمد يا با تصور مجاهدين خلق در ذهنم همراه می شد يا منافقينی کهقرآن از آنها نام می برد در صدر اسلام.اما...

اما فهميدم -يعنی دايره معنايی اش برای گسترش يافت - که منافق فقط به آنها و اينها اطلاق نمی شود.منافق يعنی دورو.دورو يعنی کسی که روش عملش و طرز تفکرش فرق می کند.منافق يعنی هر کسی که چيزی که انجام می دهد با چيزی که به آن عقيده دارد يا حداقل ادعا می کند که عقيده دارد فرق داشته باشد ( آن حداقل ادعا می کند را برای اين گذاشتم که تعريف بعضی ها از عقيده داشتن ممکن است با من فرق کند).با اين حساب...

حالا می فهمم چرا خيلی وقت ها وقتی قرآن را باز می کردم آيه ای که می آمد آيه ی مربوط به نفاق بود...

   + امیر حسام صلواتی ; ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/۱٢
comment نظرات ()

فرياد

چيزهای زيادی هستند که باعث می شوند آدمی از زير بار فشار و ناراحتی تخليه شود.گاهی اشک است.گاهی صحبت با فردی مشاوری چيزی.گاهی نوشتن است و ... اما گاهی پيش می آيد که هيچ از يک اينها جواب نمی دهد و چيز قوی تری لازم است:فرياد. برای همين است که خيلی از ما دوست داريم يک جای خلوت که کسی نيست و صدايمان را نمی شنود گير بياوريم و فرياد بزنيم و انرژی (منفی)خود را تخليه کنيم.معمولا هم جاهايی مثل کوه صحرا و ... به ذهنمان می رسد که خلوت هستند و معمولا هم نقشه خود را عملی نمی کنيم چرا که حتی در خلوت ترين مکان هاآدمی هست يا بيم آن می رود که آدمی باشد و با شنيدن صدايمان بيايد بپرسد چه شده و بيشتر آزاربدهد و ... . برای همه آنهايی که گاهی نياز به فرياد زدن را حس می کنند من نه يک جای خلوت که يک جای شلوغ را توصيه می کنم : اتوبان!

اتوبان يک مکانايده آل است برای فرياد زدن.صدای ماشين هايی که با سرعت حرکت می کنند  به اندازه کافی بلند هست که نگران نباشی کسی صدايت را بشنود.

به امتحان کردنش می ارزد.هر چند ممکن است در نهايت با درد گلو همراه شود اما به احساس سبکی بعدش می ارزد.ممکن است آدم خوب خوب نشود اما احساس  سبکی زيادی می کند...

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٩
comment نظرات ()