حرف‌های بی‌مخاطب

خوش بينی

من کلا آدم خوش بینی هستم.شاید هم زیادی خوش بین باشم اما تا حالا ضرری از خوش بینی ندیدم.شاید هم گاهی این خصلت من به صورت حماقت،نفهمی یا حتی وابستگی سیاسی(!) نمود بیرونی پیدا کند که مطابق معمول مهم نیست!

اما چرا اینها را می گویم؟!برای اینکه مدتی پیش گفتم کمی خوش بین باشم و به اوضاع جاری فکر کردم و به نتایج امیدوار کننده ای(حداقل برای خودم) رسیدم.

داشتم فکر می کردم که الان ما در کشور خودمان و به دست خودمان چه چیزها که نمی سازیم.(*)خودرو می سازیم.تازه خودرویی که انصافا با کیفیت هم هست.نمی گویم مقایسه کنید با مرسدس بنز!اما واقعا نسبت به خیلی از خودروهای خارجی مونتاژ داخل برتری های زیادی دارد.

هواپیما می سازیم.هم مسافربری هم جنگی.(حالا گیر ندهید که هواپیمای مسافربری اش بازار مشترک است!)و فکر می کنم همین یکی امتیاز زبزرگی است.علی الخصوص وقتی بحث تحریم ها را در نظر بگیریم و اینکه نمی توانیم هواپیمای نو بخریم.

موشک دوربرد می سازیم.کیفیت آن هم بد نیست.علی الخصوص که الان هم بهتر شده و اینکه حتی شنیده ام هدف موشک های ضد موشک هم قرار نمی گیرد.باز همتاکید می کنم:ممکن است در برابر موشکهای پیشرفته مثلا کروز به چشم نیاید اما برای شروع بد نیست!

در مورد تکنولوژی هسته ای .از این یکی واقعا تعجب کردم.فکر می کنم بقیه هم تعجب کرده باشند.(بقیه منظورم کشورهای دیگر است)حالا می خواهد صلح آمیر باشد یا جنگ طلبانه مهم این است به این تکنولوژی رسیده ایم آن هم در این شرایط.

در تهران هم در حال ساخت سومین برج بلند دنیا هستیم.تا حالایش هم که بد پیشرفت نکرده است.تا چهار سال دیگر همگویا به بهره برداری می رسد.

و جدیدا هم در خبرها خواندم که ایران کشتی اقیانوس پیما هم می سازد(رقم دقیقش یادم نیست که چند تا در سال بود)این هم با توجه به اینکه دو طرف ما را دریا احاطه کرده خیلی مفید است و میتواند سهم ایران را در حمل و نقل دریایی افزایش دهد. همچنین نیاز ما را به کشورهای دیگر مثل کره در زمینه کشتی کاهش دهد.

اینها نتیج تفکر خوش بینانه من بود.می توانم حدس بزنم احتمالا چه احساسی بهتان دست می دهد وقتی این نوشته را تمام کردید.اما هانطور که گفتم نمود بیرونی این خوش بینی من فرق می کند و مهم هم نیست من دوست ندارم نحوه نگرشم را عوض کنم.

*:حالا اگر شما می خواهید همه اینها را به مهندسان خارجی پشت پرده نسبت دهید مختارید.من در بعضی موارد که می گویند کار خارجی هاست اطلاعات موثق دارم که اشتباه فکر می کنند.اما گفتم که مختارید!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٥/۱٧
comment نظرات ()

دعوا!

دیشب حوالی ساعت یازده در خانه نشسته بودم دیدم از بیرون سر و صدا می آید.اول فکر کردم بچه ها دارند فوتبال بازی می کنند.اما بعدش شک کردم که دعوا شده باشد.رفتم دم در دیدم بله حدسم درست بود.دعوا شده بود عجب دعوایی.از این دعواهای تیمی و محله ای.و همانطور که انتظار می رفت دعوا سر مسائل ناموسی بود.شخصیت های درگیر را که نگاه می کردی خنده ات میگرفت.جمعی از جوانان غیرتمند بودند که رگ غیرتشان به جوش آمده بود.از آن دسته افرادی که بیست و چهار ساعت توی خیابان ها پلاسند و دنبال دختر مردم!حالا یک عده شان شاکی بودند که چرا یک بی غیرتی پیدا شده دنبال خواهر رفیقشان راه افتاده است!به حساب خودشان خیلی غیرتی هستند و آخر مرام برای رفیق.خیلی جالب بود.البته برای یکی از فامیلهایمان که تازه به ایران آمده است کمی عجیببود اما برایش توضیح دادیم که این جور چیزها توی این محله بی سابقه نیست

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٥/۱٥
comment نظرات ()

يک نتيجه

لذت بحث با يک آدم منطقی اما کم سواد بسيار بيشتر از لذت بحث با يک آدم غير منطقی اما عالم است.

   + امیر حسام صلواتی ; ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٥/۱۳
comment نظرات ()