حرف‌های بی‌مخاطب

و اينک کنکور

فردا کنکور رشته ریاضی برگزار می شود.چقدر زو دگذشت.خیلی زود.اصلا نفهمیدم چگونه.نمی خواهم بگویم پارسال چنین موقعی چه کار می کردم.چون تقریبا برای همه مشخص است! الان خیلی ها احتمالا وضعیت پارسال من را دارند.برای هر چه کنکوری است آرزوی موفقیت می کنم علی الخصوص برای آنهایی که می شناسمشان.هیچ توصیه و نکته و ... هم برایشان ندارم(!!!)
الان وقتی یاد سال کنکورم می افتم افسوس می خورم.البته نه برای کنکورش!بلکه برای لحظاتی که با بچه های دبیرستان سر کلاس ها بودیم.باور کنید حاضرم یکبار دیگر بروم سر همان کلاسها با همان بچه ها بنشینم.خیلی زود گذشت.خیلی زود و خیلی بی مصرف.
از وقتی فهمیده ام بزرگ شدن معادل با چیست آرزو می کنم که ای کاش هیچ وقت بزرگ نشوم.بچه ها همیشه دوست دارند روزی مثل پدر مادرشان بزرگ شوند تا اجازه داشته باشند شب ها دیر بخوابند یا با دوست هایشان بروند بیرون!اما وقتی به اصطلاح بزرگ می شوند همیشه افسوس گذشته ها و کودکی شان را می خورند.شاید هم این طبیعت بشر است که همیشه در حسرت آنچه است که ندارد و افسوس آنچه را می خورد که داشته است.آیا راهی وجود ندارد که افسوس نخورد؟
و یک نکته دیگر:من پارسال برای کنکور اصلا استرس و اضطراب نداشتم حتی یک ذره.اما امسال به شدت مضطربم.برای اینکه دارم فکر می کنم چرا پارسال مضطرب نبودم؟!و اگر قبول نمی شدم چی می شد!!!خیلی احمقانه است!راست است که بعضی مواقع آدم باید چنان سر خود را گرم کند که فکر کردن یادش برود و خوشحالم که حداقل دو ماه آخر سر من خیلی گرم بود!


   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٤/۱٢
comment نظرات ()

خط ماشين

از مدتها پيش من يک سوال اساسی برايم پيش آمده است:
چرا وقتی ماشينهای سفيد رنگ خط می افتند محل خراش سياه می شود اا وقتی ماشين های تيره خط می افتند محل خراش سفيد می شود؟!نمی شود يک جوری بشود که هيچ کدام تابلو نشوند يا نه اصلا هدف همين بوده که تابلو شوند؟!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٤/۱٢
comment نظرات ()

طلب بخشش!

آقا بنده می خواهم همين جا رسما از سينا جون به خاطر اينکه دودر شده عذر خواهی کنم:*
بعدش هم اينکه سينا جون باور کن تقصير من نبود!يک کمی اش تقصير من بوده که اونم بهت گفتم امروز!
سينا منو ببخش !!!!PLZ!!!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٤/۱۱
comment نظرات ()

افاضات!

وقتی نمی دانی از يک وسيله کجا می شود استفاده کرد بهترين کار اين است که از آن استفاده نکنی و صبر کنی تا جايش پيش بيايد!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٤/۱۱
comment نظرات ()

مرگ يک بازيکن+تشکر

چند شب پيش يک شب تلخ برای فوتبال دوستان بود.يک بازيکن درست در وسط بازی و داخل زمين فوتبال می ميرد.هر چند من موقع پخش زنده تهران نبودم اما وقتی ديروز بازی را از تلويزيون ديدم خيلی جلوی خودم را گرفتم که گريه نکنم.اما امروز که شبکه خبر يک برنامه ويژه برای ويليام مارک فو داشت ديگه نتونستم جلی خودم رو بگيرم.علی الخصوص با کاری که هانری وسط بازی کرد.
مارک ویوین فو درگذشت و نام خود را در تاريخ فوتبال جاودانه کرد.اما کسان ديگری هم بودند که لياقت و انسانيت خود را ثابت کردند و بدين وسيله در فوتبال جاودانه شدند.کسانی مثل تيری هانری...
روحش شاد.

***
(تریپ سينا!!!)
می خواستم هيمن جا از همه کسانی که امروز مرا مشمول الطاف خود قرار دادند و خجالت زدمون کردند تشکر کنم.از تک تکتون ممنونم.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٤/٩
comment نظرات ()

دوش!

گاهی وقتها يک دوش آب گرم بيشتر از هر چيز ديگه ای به آدم می چسبه!

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٤/٧
comment نظرات ()