حرف‌های بی‌مخاطب

از کنارشان می گذريم

همیشه واژه ها و جملاتی هستند که بدون اعتنا به معنی شان از کنارشان می گذریم.خیلی از این واژه ها یا جملات آنقدر شنیده می شوند که بدون بررسی دقیق معنای آنها می شنویم و می گذریم.کلماتی مثل مردمسالاری،دوست دشمن یا مثلا عشق.اما اشتباه نکنید من قصد ندارم راجع به سیاست،مردمسالاری یا عشق بنویسم.بحث من سر آن جملات است.جملاتی مثل "ان شاء الله" یا "ما شاء الله" را خیلی می شنویم.اما با تقریب خوبی هیچ گاه معنی دقیق آنها را بررسی نمی کنیم و صرفا با همان معنی که آنها در ذهن ما جا افتاده اند آنها را می شنویم و میگذریم.جمله هایی از این دست زیادند.خیلی زیاد و شاید از شدت بیان شدن به نوعی لوث شده اند.جمله زیر را که اگر اشتباه نکنم به کرات شنیده اید(علی الخصوص این روزها):

"کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"

من اصلا قصد ندارم الان از این حرفهای تکراری که تلویزیون هر بار که دهه محرم فرا می رسد پخش می کند. بزنم.(هر چند ممکن است حرفم تکراری باشد!)یا نمی خواهم در مدح حسین ویاران حسین مطلب بنویسم.یا اینکه بیایم و پیام های اخلاقی عاشورا را بررسی کنم که نه در حد و اندازه این کارم نه اینکه دوست دارم در مورد اینها بگویم که بسیار گفته شده است!چیزی که می خواهم بگویم راجع به همین جمله است که نوشتم.هیچ وقت تا به حال به این جمله درست فکر نکرده بودم.هر بار که این جمله را می شنیدم از آن یکی گوش در می کردم و می گفتم صرفا بیان گر عظمت روزی مثل عاشورا و مکانی مثل کربلاست.اما این اردوی آخری که رفته بودیم یک مقدار شرایطم را عوض کرد.آنجا شب اول اردو برنامه ای بود.توی این برنامه قرار بود برایما یک شب از شب های جنگ را با مهمات مشقی شبیه سازی کنند(حالا اینکه چقدرشبیه واقعیت بود بماند)کسی که متولی امر بود از ما یک درخواست داشت .خیلی از ما طبق روال همیشگی رو به مسخره کردن و متلک گفتن آوریدم بدون اینکه حتی حاضر باشیم ثانیه ای به درخواست کوچک آن فرد فکر کنیم.کل خواسته ای که داشت این بود که آن شب کمی به چیزهایی که هرگز فکر نمی کنیم،مثل جنگ و رزمنده ها و … فکر کنیم.بگذریم.در طول آن شب یک بار این جمله  بیان شد و آن اولین باریبود که باعث شد من به طور جدی به این جمله فکر کنم.هر روز عاشورا و هر کجا کربلاست.در بادی امر به نظر تهی از معنی است.چرا که امروزنه عاشوراست نه ایران کربلاست.حالا اگر زمان جنگ بود یک چیزی.توی ذهن من اینها مدام چرخ می خورد که اگر امروز عاشورا نیست پس چرا از کلمه هر استفاده شده و اگر هست مصداق آن چیست!؟جوابی برای آن نداشتم تا دیروز.دیروز جوابم را گرفتم.هر چند سخت و تلخ.اینکه چه اتفاقی افتاد که باعث شد من به جواب برسم بماند.اما فهمیدم که دقیقا واژه هر مصداق دارد.دقیقا امروزعاشورا و اینجا کربلاست.

تنها حسین کم است.میدانستید شمروقتی سر حسین بن علی را می برید روزه بود؟!میدانستید وقتی به سپاه 72 نفره(چه ترکیب خنده داری سپاه 72 نفره!سپاه آن هم با 72 نفر!) حمله می شد الله اکبر سر می دادند؟!

اینها را داشته باشد و خود بخوانید نکته از این معنی!

 

                                                       پایان اپیزود اول

 

 

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/٧
comment نظرات ()