حرف‌های بی‌مخاطب

بخشايش

همه ما خيلی خوب بلديم ببخشيم.
خيلی خوب بلديم عذرخواهی ديگران را قبول کنيم
حتی اگر فقط زبانی باشد.
حتی اگر واقعا طرف مقابل را نبخشيده باشيم و از او کينه به دل داشته باشيم.
و کلی منت هم سرشان بگذاریم که من لطف کردم که ترا بخشیدم
اما تعداد کمی از ما هستيم که بلديم عذر خواهی کنيم و بخشش بطلبيم
حتی اگر زشت ترين کارها را هم کرده باشيم.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱٥
comment نظرات ()

برق و تاريکی

دیشب که برق تهران يا بهتر بگويم برق ايران رفت عجب شب خوبی بود.اگر يک نگاهی به آسمان می انداختيد مي فهميديد که چرا!خيلی قشنگ بود.حيف که ما حتی اين موهبت آسمان را هم از خودمان گرفته ايم!روزها آلودگی هوا شبها آلودگی نوری.بيخود نيست که به آسمان می گويند طبيعت گمشده.ای کاش می شد قانونی تصويب کنند که هر کس آلودگی نوری هم ايجاد می کرد جريمه کنند.اقعا شب به ياد ماندنی ای بود.من که کلی لذت بردم.هر چند می دونم خيلی ها هر چی فحش و لعنت بوده به اداره برق دادند اما من اميدوارم بيشتر از اين اتفاق ها بيافتد علی الخصوص شبهای بارش شهابی.اگر يک روز مردم بارش شهابی را زير آسمان تاريک تهران رصد کنند مطمئنم خودشان شبهايی که بارش شهابی هست خاموشی می زنند!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱۳
comment نظرات ()

بازگشت

من بعد از يک وقفه نسبتا طولانی برگشتم.با اجازتون مسافرت بودم و بعدش هم که آمدم مودمم خراب شده بود(و است!)به هر حال اميدوارم تعطيلات تا اينجا بهتون خوش گذشته باشد و بقيه اش هم خوش بگذرد.
دوباره نوشتن اراجيفم را شروع خواهم کرد شما هم بخونيد و نظر بدهيد!
در ضمن من از اين مسافرتی که رفتم درس بزرگی گرفتم (شايدهم درسهايی) و اينکه تا وقتی جايی يا چيزی را نديديد و نشناختيد بيخود اه اه نکنيد که بد است!شايد هم خوب باشد و اينکه راهی که الان ما بلديم رای لذت بردن لزوما تنها راه يا بهترين راه نيست.هميشه بد نيست که آدم راههای جديد را هم امتحان کند شايد بهتر باشد؟!
يک نکته ديگه:از اون نظری هم که طه زير نامه قبلی نوشته بود خيلی خوشم اومد!

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱/۱۱
comment نظرات ()