حرف‌های بی‌مخاطب

يک خبر جالب

یک خبر جالب:
حتما می دانید که بعد از انفجار شاتل کلمبیا سه نفر سرنشین هنوز در ایستگاه بین المللی هستند.شاید بپرسید این فضانوردان قرار است چگونه به زمین برگردند.این وظیفه به عهده سفینه های سایوز روسیه است.در حقیقت سایوزها قایق نجات سرنشینان هستند و به همین دلیل است که همیشه نهایتا سه نفر در ایستگاه هستند.طبق قراردادی که ناسا با سازمان فضایی روسیه بسته است سایوزها این وظیفه را تا سال 2004(یا 2006)بر عهده دارند.اما سوال این است که بعد از انقضای قرارداد این وظیفه را چه سازمانی بر عهده خواهد گرفت؟از طرفی تا 4-5 سال دیگر هیچ سفینه ای آماده نخواهد شد که این کار را بکند و پرواز شاتل ها هم تا مدت نا معلومی به تعویق افتاده است.(در ضمن فاصله بین دو پرواز شاتل ها زیاد است)از طرف دیگر ناسا قادر به تجدید کردن قرار داد نیست چون به علت تحریم آمریکا علیه روسیه-به خاطر همکاری هسته ایش با ایران-حق ندارد قرارداد ببندد.اگر این مشکل حل نشود ایستگاه خالی خواهد ماند.پس یا روسیه به قراردادهایش با ایران پشت پا خواهد زد یا آمریکا تحریم روسیه را برخواهد داشت یا اینکه کشور دیگری عهده دار حمل و نقل خواهد شد که گزینه آخر احتمال اندکی دارد.اما از بین دو گزینه دیگر روسیه آن را انتخاب خواهد کرد که سود بیشتری برایش داشته باشد و این مستقیما به پیشنهاد ناسا بر می گردد چون من فکر می کنم ادامه همکاری هایش با ایران به مراتب سود بیشتری برایش داشته باشد(اینقدر داشته که حاضر شده علی رغم تهدیدات آمریکا آن را ادامه دهد)خوب این که چه پیش خواهد آمد را من نمی دانم اما با توجه به اینکه مطمئنا کار ایستگاه فضایی متوقف نخواهد شد،این موقعیت احتمالا فرصت خوبی برای ایران به شمار می رود که حداکثر بهره برداری را بکند.(و البته شاید به نوعی تهدید هم به شمار بیاید.)

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٧
comment نظرات ()

فروشگاه نجومی

یک خبر جالب برای دوستداران نجوم و محصولات نجومی:
فروشگاه آسمان شب افتتاح شد.این اولین فروشگاهی است که به فروش محصولات نجومی می پردازد و در غرفه فروش به طور دائمی ایجاد شده است.مکان فروشگاه مجتمع تجاری پایتخت(می دونید که کجاست؟!برای اونایی که نمی دونند بگم که تقاطع میرداماد و ولی عصر هستش)طبقه سوم-فروشگاه پرشیا.این فروشگاه علاوه بر محصولات بازارچه نجومی مجله نجوم چیزهای دیگری مثل پوستر،کارت پستالهای نجومی (قابل توجه دوستداران آقای زاکاریان)،چند نمونه شهاب سنگ و ... می فروشد.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٧
comment نظرات ()

آدمهای جامعه

راستش خیلی وقت است که این حرفهایی که الان می خواهم بزنم را دلم می خواست بزنم.به نظر من جامعه امروز ما از دو دسته آدم تشکیل شده است(البته سه دسته است اما دسته سوم اینقدر کم هستند که ترجیح دیدم کلی بگویم.واضح است که هرجا می گویم ما،یا جمع می بندم مسلما منظورما دقیقا همه نیست چون همیشه استثنا داریم.منظورم اکثریت قریب به اتفاق است)یک دسته دسته ای هستند که بین افراد به خشکه مقدس متحجر معروفند.دسته دوم هم کسانی هستند که فقط ادای روشنفکرها را در می آورند(یک وقت به خودتون نگیرید!منظورم شما نیستی!)دسته اول به چیزی اعتقاد دارد اما نمی داند چرا!وقتی ازش بپرسی مثلا چرا به فلان چیز اعتقاد داری،اگر خیلی باحال باشد و جوابت را بخواهد صادقانه بدهد می گوید چون مثلا در فلان حدیث است.حالا باز اگر بپرسی چرا در فلان حدیث چنان است،نمی داند!اگر آدم خوبی باشد یک تکانی می خورد و می زود فکر می کند اگر هم نباشد که کار شما با الرحم الراحمین می افتد!از آن طرف دسته دوم به چیزی کافر است که نمی داند!فقط یک سری مبهمات را باور دارد بر حساب آنچه بقیه می گویند و به آنچه آنها می گویند کافر است!لحظه ای هم به این فکر نمی کند شاید آنچه که شنیده واقعیت نداشته باشد یا اینکه او اشتباه می بیند!بعضی حتی درجه شان به این بالایی هم نیست!صرفا به حساب مد و خوش آمد دیگران جزو دسته دومند.(همان طور که زمانی نه چندان دور مد بود جزو دسته اول باشی!)از این جنس آدمها متاسفانه در جامعه ما بسیارند.اینها از آن دسته آدمهایی هستند که فکر می کنند با بلغور کردن چهار تا کلمه خارجی و اصطلاحاتی که ذره ای از معنی اش را هم نمی فهمند،آخر روشنفکر شده اند!هر دو دسته از نظر من در یک چیز مشترکند:به آنچه اعتقاد دارند و به آنچه اعتقاد ندارند اصلا فکر نمی کنند و لحظه ای به این فکر نمی کنند که شاید طرف دیگر هم ممکن است درست بگوید.اما دسته دوم یک مزیتی دارد و آن اینکه حداقل ذره ای به آنچه اعتقاد دارد فکر می کند اما یک عیب بزرگ دارد:شعار می دهد آزادی اندیشه اما عمل نمی کند و همان تفکر جزمی برخورد با فکر مخالف را دارد.طرف اول حداقل شعار نمی دهد و یک راست برخوردش را میکند!حالا جامعه ما تبدیل به صحنه کشمکش این دو دسته شده است و هر دو با هم مخالفند و هر دو به خون هم تشنه.آن یکی فکر می کند این یکی آدم نیست و طرف دیگر هم دقیقا همین نظر را نسبت به آن یکی دارد.منتها در جامعه ما یک چیز باحال تر هم اتفاق می افتد و آن اینکه حداقل در سطح رهبری این گروه ها،سرانشان اظهار می کنند که هر دو معتقد به آزادی اندیشه هستند و هر دو به آزادی بیان و هر دو هم حکم خدا را می خواهند اجرا کنند.دغدغه هایشان یکی است ولی هر دو همدیگر را کافر می دانند.حالا کاری ندارم که ادعاهایشان چقدر درست است،ولی از بالا بگیرید و بیایید پایین. تا به ما برسد!دور و بر من آدم از جنس اول خیلی کم است.(به این معنی نیست که این آدمها را کم دیده ام!)اما از دسته دوم بسیار.آدمهای دور و بر من فقط شعار می دهند!اعتراض می کنند به طرف مقابل که چرا به آنها اجازه بیان عقاید نمی دهد و... اما وقتی نوبت به عمل به شعارشان می شود و شرایط عکس می شود خود مثل آنها عمل می کنند!این است که مرا می آزارد و برایم جالب است.دلم می خواهد بیشتر بنویسم راجع به این موضوع اما می تر سم طولانی شود.پس فعلا همین جا تمامش می کنم.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٥
comment نظرات ()

يک نکته

راستش وقتی این وبلاگ رو ایجاد کردم قصدی داشتم که البته الان قصدم و هدفم با آنچه که در ابتدای کار داشتم فرق کرده .اما باز هم فکر می کنم دارم از آن مسیر اصلی و این هدف دلخواهم دور می شوم و نهایت سعیم را می کنم که به وضعیتی که دوست دارم برسم.اما نکته اصلی که می خواستم بگویم چیز دیگری است.
ببینید مطالبی که من اینجا می نویسم همه نظر شخصی من است.ممکن است به نظر هر کس نظرات من درست یا غلط بیایند.اینها چیزهایی هستند که به نظر من درست هستند یا مسائلی که به نظر من غلط هستند.
هر مطلبی را هم که کس دیگری نوشته باشد همیشه زیرش نویسنده را نوشته ام(مگر مواقعی که نمی دانستم).خوب حالا اگر حرفهایی که می زنم به نظر شما درست است که هیچی.اگر غلط هم هست نظر بدهید،انتقاد کنید.من خیلی استقبال می کنم.می نشینیم با هم بحث می کنیم.حالا یا یکی مان متقاعد می شویم یا نمی شویم.در هر صورت با بحث کردن اطلاعاتمان زیاد می شود.این چیزی بود که لازم می دیدم ذکر کنم.ممکن است ربطش را شما نفهمید اما بی دلیل این را ننوشتم.خواهشا اگر شعار آزادی اندیشه را میدهیم عمل هم بکنیم.در مورد این حرف یک متن جداگانه می گذارم.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٥
comment نظرات ()