حرف‌های بی‌مخاطب

يک لينک

اين لينک زير را ببينيد جالب است:
زندگی

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٥
comment نظرات ()

خودم

خیلی بد است که آدم درست آن جوری بشود که نمی خواهد.که روزی بدش می آمد.عین آدمهایی شود که روزی مسخره شان می کرده،از آنها ابراز انزجار می کرده،آنها را عکس آنچه می خواسته می دیده.حالا ببینید خودش درست عین آنها دارد می شود و من الان چنین وضعیتی دارم.درست دارم شکل جو مسخره و بیخودی را می گیرم که دور و برم است.بی آنکه بخواهم ولی این دارد رخ می دهد.جوی که هر وقت فکر کردم از آن بدم آمده است و هر بار هم تصمیم قاطع گرفتم که اصلا حتی یک ذره هم شبیه آن نشوم ولی الان ... . از خودم بدم می آید.من از کسی که شکل جو الان دور و برم را داشته باشد بدم نمی آید(اما خیلی خوشم هم نمی آید)اما از خودم بدم می آید چون می خواستم این شکلی نشوم و شدم.هر چی بکشم حقم است.هر بلایی سرم بیاورند شایستهاش هستم.حق دارند اگر بایکوت ام کنند.شاید به نوعی اطرافیانم هم متوجه شده باشند.امیر حسام صلواتی دیگر آن طوری نیست که خودش می خواسته است.نمی دانم کجای کار را اشتباه رفته ام.اما دنبالش می گردم.مطمئنم که پیدایش می کنم و هر چقدر هم بزرگ باشد حلش می کنم و بعد مطمئنم که ورق بر می گردد.من می توانم این وضعیت را تغییر بدهم چون می دانم که خوشم نمی آید و می دانم که اراده لازم برای آن را هم دارم.مهم نیست که چقدر طول بکشد اما دلیلی برای نتوانستن نمی بینم...

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٥
comment نظرات ()

انتخابات

یک انتخابات دیگر در کشور ما برگزار شد و تمام شد و این بار (هم!)شاید بشود گفت یک نتیجه عجیب به دست آمد.هرچند به نظر من خیلی هم عجیب نبود.از این نظر خیلی عجیب نبود که انتظار داشتم مثلا در تهران اکثریت را اقلیت امروز کسب کند اما اینکه عجیب بود این بود هر 15 (یا 14)کرسی را کسب کنند.فکر می کنم انتخابات در ایران به این صورت درآمده که هر کس با قبلی متفاوت باشد رای میاورد.یعنی مردم صرفا به کسی به این دلیل رای می دهند که با قبلی فرق دارد و چون قبلی را بد می دانستند،امیدوارند که این یکی بهتر باشد به عبارت بهتربا آزمون و خطا کار می کنند.(حالا نمی دانم می شود کشارکت 30 درصدی را به حساب کل مردم تهران گذاشت یا نه.اما به نظر من آنها که رای ندادند دیگر حقی برای اعتراض کردن ندارند.)اما به هرحال به نظر من این انتخابات نشان می دهد حداقل 30 درصد مردم تهران از یک سری کارهایی خسته شده اند.اینکه چرا میزان مشارکت مردم پایین بود و چرا نتایج با انتظارات تفاوت داشت را باید تحلیل کرد که کار من نیست.شاید عده ای بگویند مردم به نظام نه داده اند،یک سری شاید مهم نبودن انتخابات را بهانه کنند،یک سری خسته از این بازیها و هر علت دیگر به هر حال بی دلیل نیست.
نکته ی دیگر این است که این نتیجه شاید باعث شود یک تلنگری بخوریم و یک مقدار در رویه خود تجدید نظر کنیم.فکر کنم بهترین کار این است که قواعد بازی را رعایت کرده و بازنده خوبی باشیم.یعنی باخت را بپذیریم و بدون کارشکنی در امور رقیب یک رقابت سالم را پایه ریزی کنیم و به بقیه یاد بدهیم که بازنده بودن هم قواعدی دارد.به عبارت بهتر این بار درس عملی اخلاق بدهیم(چیزی که خوشبختانه دیده شده در این چند روزه از سران احزاب به اصطلاح بازنده).اما متاسفانه باز یک سری از اطرافیان را می بینم که چون از نتیجه ناراحت هستند شاکی می شوند و می گویند گندش را درآورده اند و این حرفها.به نظر من به جای عصبانی شدن بهتر است به رای مردم احترام بگذاریم و فقط شعار ندهیم که میزان رای ملت است و مردم هر چه بخواهند همان است.عمل هم بکنیم(مثل احترام گذاشتن به حرف داور در فوتبال!)سعی کنیم از شکست درس بگیریم و با اصلاح رفتار خود موفقیت های بهتری را در آینده کسب کنیم.درس گرفتن از شکست هنری است که به این راحتی ها به دست نمی آید و همه آن را بلد نیستند.به هر حال باز هم می گویم تحلیل نتایج را باید اهل فن انجام دهند اما من با لشخصه فکر نمی کنم نتایج واقعی این باشد.هر چند که خیلی هم نباید از این نتیجه دور باشد اما معتقدم این نتیجه گویای همه چیز نیست.مهم ترین چیز به نظر من الان عمل کردن به همه آن چیزهاییست که خود روزی گله مند بودیم که اقلیت چرا انجام نمی دهد و باید انجام دهد.شاید شرایط الان ما مقداری شبیه شرایط آن موقع آنها باشد پس خیلی خوب است که به حرفهای خود عمل کنیم و بدین وسیله جلب اعتماد کنیم.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱۳
comment نظرات ()