حرف‌های بی‌مخاطب

منطق

ما آدمها همه کارهمایمان را بر اساس منطق انجام نمی دهیم.یعنی یک سری کارهایی می کنیم که اصلا منطقی نیستند و بعضا اعتقاداتی داریم که از منطق پیروی می کنم.(توضیح:لطفا نگویید منطق بین افراد مختلف فرق می کند.می دانم.منظور من از منطق الان آن چیزی است که اکثریت آن را منطق می دانند.)شاید بهتر باشد مثال بزنم.یک سری چیزها مثل عشق-حالا هر نوعش و به هر چیزی-با عقل جور در نمی آید.اینکه آدم به خاطر معشوق هر کاری بکند منطقی به نظر نمی رسد.مثلا کسی که به خاطر دختر همسایه آدم می کشد،کسی که برای حفظ وطنش پایش را از دست می دهد،کسی که زیر شکنجه حرف نمی زند و ... اینها را اگر منطقی بررسی کنیم اصلا جور در نمی آید.اما خیلی ها واقعا این کارها را می کنند.چیزی که من دنبالش هستم این علت این عملهاست.همه ما از این کارها می کنیم.غالبا هم دلیلی برای انجام آنها نداریم.یا اصلا هیچ وقت از خودمان نپرسیدیم چرا.اگر هم بقیه بپرسند نهایتا آن است که بگوییم به تو چه!من قصد ندارم انجام این کارها را نکوهش کنم.فقط دنبال دلیلم!آن هم نه برای پاسخ به خودم!چرا که من منطق خودم را جوری تنظیم می کنم که همه این کارها را در حیطه خود بگیرد.(اصلا هم کلک بازی نیست!)برای پاسخ به آنها که انتقاد می کنند می خواهم!کم نبوده اند کسانی که وقتی مثلا می گفتم کشورم را دوست دارم پوز خند می زدند و می گفتند خیلی دیوونه ای!من دنبال دلیلی هستم که با منطق اکثریت جور در بیاید اما چیزی پیدا نکرده ام و اگر بخواهم بگویم اصلا دلیلی موجود نیست در عجب می مانم که پس چرا همه از این کارها می کنند. و اینکه این قانون را زیر سوال برده ام که همه فعالیت های انسان عقلی است.(اصلا ببینم این گزاره ای که من گفتم درست است؟!اگر همه فعالیت انسان عقلی نباشد که مسئله خود به خود حل است!)من خیلی دنبال دلیل گشتم و پیدا نکردم اما باز هم می گردم.اما شما ایا دلیلش را می دانید!؟اگر می دانید می توانید به من هم بگویید!؟

   + امیر حسام صلواتی ; ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/۱۸
comment نظرات ()

غروب خورشيد

غروب خورشيد نور شهرها گم شدن ستاره ها...

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/۱٦
comment نظرات ()

شاتل و باقی ماجرا

حتما خبر انفجار شاتل کلمبیا رو شنیدید.گویا بعد از این اتفاق وزارت امور خارجه برای بیان همدردی بیانیه صادر کرده است.(خبر رو من شنیدم مطمئن نیستم)به هر صورت،یکی از دوستان من این کار رو با توجه به شرایط اخیر و احتمال وقوع جنگ یه جور چاپلوسی می دونست.استدلال هایی هم واسه خودش داشت.به هر حال شاید حرفش به نظر درست بیاد،اما من فقط یک چیز رو می دونم و اون اینکه اگر من هم جای وزارت امورخارجه بودم همین کاررا می کردم.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/۱٤
comment نظرات ()

...

به سراغ من اگر می آييد
نرم و آهسته بياييد
شايد که ترک بردارد
چينی نازک تنهايی من

   + امیر حسام صلواتی ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱۱/۱٢
comment نظرات ()