حرف‌های بی‌مخاطب

Juventus!

سلام
می خواستم فقط بگم که يوونتوس برد!اونم تيم منتخب جهان رو
و اينكه حيف كه علي كريمي نبود.
به هر حال براي تنوع اينم سايت يوونتوس:
سايت يوونتوس
!!!جمله قشنگ هم نميگذارم چون الان ربطي نداره

   + امیر حسام صلواتی ; ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱٤
comment نظرات ()

انفعال!

یک چیزی هست که جدیدا فکر منو مشغول کرده.چیزی که متاسفانه هر جا میرم می بینم که تقریبا همه به اون درد دچارند و اون چیزی نیست جز درد انفعال.نم دانم چه اتفاقی افتاده که ما تا این حد منفعل شدیم.مقابل مشکلات به جای اینکه موضع فعال اتخاذ کنیم میریم یه گوشه می نشینیم و غصه می خوریم یا به زمین و زمان بد و بیراه می گیم.عوض اینکه بیاییم مشکل را بشناسیم و اقدام به رفعش بکنیم- یا حداقل تلاشمان را انجام بدهیم که اگر هم شکست خوردیم یک شکست خورده پیروز باشم-نه تنها هیچ کلری نمی کنیم که با خودخوری خودمان را هم خراب می کنیم.هر کجا که مشکلی می بینیم،چه در جامعه چه در مسائل زندگی و چه در روابط خودمان با دیگران فقط آه و ناله می کنیم و ورد زبانمان هم این است که نمی تونیم،نمیشه و ... و وقتی هم کار از کار گذشت مینشینیم به گذشته افسوس می خوریم و هی ای کاش و اما و اگر می آوریم یا اگه خیلی پر رو باشیم می گوییم دیدید گفتم نمیشه!؟حال کردید حرفم درست از آب در آمد؟!واقعا من نمی دانم به همچین آدمهایی چه می شود گفت.به کسانی که می دانند و نمی کنند.کسانی که تواناییش را دارند اما آن را تلف می کنند.کسانی که...!
***
من همیشه توی فیلم هایی که می دیدم از یک سری شخصیتها خیلی بدم می آمد و اون شخصیت ها کسانی بودند که مثلا خطر مرگ تهدیدشون می کرد اما هیچ کاری نمی کردند و فقط می نشستند گریه می کردند و کمک می خواستند.الان هم وضعیت شده عین اون فیلم ها با یه فرق.توی اون فیلم ها همیشه یکی بود که پیدا
بشه و کمک کنه و اون آدم رو نجات بده.اما مشکل این است که الان همچین آدمهایی دیگر وجود ندارند یا اگر هم دارند اینقدر کم هستند که قابل اغماضند.الان یاد این ضرب المثل افتادم که:
"...ز که نالیم؟! از ماست که بر ماست!"
***
یک چیز دیگه:از امروز آخر هر مطلبی که می نویسم یک جمله یا یک تکه متن رو که به نظرم قشنگ می آید می نویسم.شاید یک ذره وبلاگم را باحال تر بکنه.امروز هم برای شروعآیه ای رو از آخرین کتاب آسمانی مان یعنی قرآن مجید می نویسم:
((ليس للانسان الا ما سعی))
روش فکرکنيد!

   + امیر حسام صلواتی ; ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱۳
comment نظرات ()

 

دوستانی که ماجرای کيهان رو احيانا دنبال می کنند ادامه مطلب زير آخرين مطلب مربوط به کيهان اضافه ميشه.ممنونم

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱٢
comment نظرات ()

موفقيت

سلام به همه
من بالاخره موفق شدم با کمک حسام جان عکس بگذارم اينجا.
پس الان بريد يادداشت عشق و دوست داشتن را ببينيد.
از حسام هم ممنونم.لينک وبلاگش هم اون زير هستيد بريد ببينيد.

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/٩
comment نظرات ()

روزنه ای به رنگ

ببخشید که سیر مطالب مربوط به کیهان رو پاره میکنم اما این شعر خیلی قشنگ بود.حیفم اومد ننویسمش:

روزنه ای به رنگ

در شب تردید من، برگ نگاه!
می روی با موج خاموشی کجا؟
ریشه ام ازهوشیاری خورده آب:
من کجا خاک فراموشی کجا.


دور بود از سبزه زار رنگ ها
زورق بستر فراز موج خواب
پرتویی اینه را لبریز کرد:
طرح من آلوده شد با افتاب.


اندهی خم شد فراز شط نور:
چشم من در آب می بیند مرا
سایه ترسی به ره لغزید و رفت
جویباری خواب می بیند مرا.


در نسیم لغزشی رفتن به راه،
راه،نقش پای من از یاد برد
سرگذشت من به لب ها ره نیافت:
ریگ باد آوردهای را باد برد


سهراب سپهری


   + امیر حسام صلواتی ; ۱:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۸
comment نظرات ()

کيهان۲

سوال بعدی در مورد این بود که اطلاعات کیهان از کجا می آید.این اخبار حلقه کیان و کمیته 107 نفر و ... چگونه به دست کیهان می رسد و اینکه آیا انتشار اینها مخل امنیت نیست!؟
جواب این بود که:این مطالب واقعیت داشته و کیهان اصولا کار خوبی میکند که این مطالب را می نویسد.و باید ممنون هم بود که نسبت به خطرات موجود هشدار می دهد.و اینکه روزنامه نگاری اصولا این است و باید تعجب کرد که چرا دیگر روزنامه ها این اطلاعات را ندارند.روزنامه نگاری این نیست که بنشینی در دفتر خودت و منتظ ر باشی که خبرها را روابط عمومی فلان وزارت خانه اعلام کند.این رج زدن است.کار کیهان کار وزارت اطلاعات نیست و فرق دارد و همه اخبارش مستند است.
این ها اظهارات آقای شریعتمداری در مورد این سوال بود.سپس ادامه داد :طرح سوال بد نیست و خوب است و ما هم جواب می دهیم.و در ادامه یک خاطره از جلسه مفاسد اقتصادی نقل شد که بنده خدایی یک هفته قبل از اجلاس سران از آقای شریعتمداری خواسته بود که این یک هفته را چیزی از دزدیهای اقتصادی ننویسد تا آبروی مملکت پیش سران کشورها نرود که آقای شریعتمداری گفته بود که به جای این حرف به دزدها بگویید یک هفته دزدی نکنند.

***

در ضمن گفت ما خبر را بنا به مصلحت یا درج می کنیم یا می فرستیم کانون مربوطه برای رسیدگی.

در مورد تئوری انحلال حزب مشارکت(که یکی از دانشجویان اعتراض کرده بود به نگرش حذفی کیهان نسبت به رقبا و این ایده آقای شریعتمداری) گفت حذف با انحلال فرق دارد و این تز هم یک پیشنهاد دلسوزانه بود به عزیزان متعهد حزب مشارکت.

در پاسخ به این سوال که:"علت بزرگ کردن پرونده های نظر سنجی و جاسوسی چه بود؟مگر اینها تنها جاسوسان شناخته شده بودند؟!"مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت که پرونده بزرگ شد چون بزرگند و اینکه اینها تنها جاسوسان نیستند.

سوال:"لطفا به صراحت پاسخ دهید:اگر قاضی بودید رای به اعدام آقای آقاجری می دادید؟!و اینکه به نظر شما آیا اعدام میشود؟!"
جواب:"خیر به این دلیل که ما قبلش اعتراض کردیم به این حکم در دو وجه:1.مبنای حکم که ایراد دارد و 2.به شرایط "

سوال:"نظرتان راجع به رفراندوم؟!"
جواب:"در قانون اساسی رفراندم به خاطر مهار کردن مجلس است (در این لحظه یک قانون اساسی را از کیفشان در می آورند.)در بعضی قانونها هم رفراندوم ابزار دست قوه مجریه است.(رجوع به اصل 72)به نظر من کسی دنبال رفراندوم نیست و شاهد هم دارم که مردم طرفدار نظام هستند که مصداق آن را در شرکت پر شور در انتخابات می دانم."

سوال:"چرا در کیهان به قشر دانشجو اهانت می شود؟!"
جواب:"اصلا همچین چیزی نیست و حتی یک مورد هم نیست.ما با آنهایی که دانشجویان را ابزار دست قرار می دهند محالفیم.الان دو ندا بلند است در این جنبش که یکی مال افرادی است که می خواهند دانشجو را ابزار دست قرار دهند."
***

   + امیر حسام صلواتی ; ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۸
comment نظرات ()